ه‍.ش. ۱۳۹۴ خرداد ۳۱, یکشنبه

بهش گفتیم نمیزاریم
ما جون میدیم
به تمام عالم و آدم  
جون میدیم

بش گفتیم ما خوب میمونیم
ما برای خوب موندن میجنگیم

بش گفتیم ما دوست داریم
ما برای دوست داشتن میجنگیم

بش گفتیم 
قسمش دادیدم
به تمام هستی قسمش دادیم
نگامون کرد
دست رو شونه هامون گذاشت

رخ به رخمون شد
اشک حدقه زده بود
خون جلو میزد
آب جاری شد
سیل شد
رها شد
ویلان شد
سیلان شد

دست رو شونه هامون بود
حدقه تو حدقه
محو شد
مهیب بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر